محمد معصوم البكري ( نامى )
316
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
سابقا گفته كه شاه بيگ ارغون در بيست و دوم شهر شعبان يعنى در اواخر سنه 928 در گذشت و شاه حسن جانشين او شد و در اول شوال فرمود كه خطبه بنام بابر پادشاه بخوانند ، پس چطور ممكن است كه در اوايل همان سال خبر تعرض دهر و ماچى و غيره به گوش او رسيده باشد ، وقتى كه او حاكم نبود ؟ ص 146 ، س 15 - 16 : شاه حسن داعيه تسخير ملتان نموده الخ : سبب نهضت شاه حسن چنان كه صاحب طبقات اكبرى ( ج 3 ، ص 540 ) گفته اينست : و چون حضرت فردوس مكانى ظهيرالدين محمد بابر پادشاه غازى در سنه ثلاثين و تسعمايه ولايت پنجاب را متصرف شده عازم دهلى گشتند ، منشورى بميرزا شاه حسين ارغون حاكم تهته فرستادند كه ملتان و آن حدود به او مرحمت شده . ص 149 ، س 17 : اسباب : قراءة « د ، م » « سان واجب » موافق طبقات اكبرى ( ج 3 ، ص 523 ) و درست است . ص 154 ، س 14 : ديگر روى بيدارى نديد : طبقات اكبرى ( ج 3 ، ص 540 ) سال وفاتش 931 ه داده . ص 158 ، س 17 : جاره ماچى الخ : عبارت طبقات اكبرى ( ج 3 ، ص 542 ) : و جادو نام پاجى را شيخ شجاع الملك بسردارى سه هزار پياده قصباتى مقرر نموده حراست قلعه را به او نامزد كرد . ازين معلوم مىشود كه اسم اين شخص « جادو » و « پاجى » ( يعنى خسيس ) صفت اوست . ص 162 ، س 22 : به بندر كشيد : و الصحيح « به بند در كشيد » چنان كه در نسخه ح آمده . ص 163 ، س 20 : بر سر تال پتن : بر وفق نسخه ح « بر سر نال پتن » . ص 166 ، س 20 : در آخر جمادى الآخر : بر وفق طبقات ( ج 2 ، ص 46 ) « در غره رجب » .